پروانه و پیله
61 55 980 914 98 +

هم اکنون با ما تماس بگیرید

پروانه و پیله

پروانه

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعت ها به تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد . آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده ، و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد .آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد ،اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروکیده بودند .

آن شخص به تماشای پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه او محافظت کند . اما چنین نشد ! در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزی و هرگز نتوانست با بال هایش پرواز کند. آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود ، تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد . گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم . اگر خداوند مقرر می کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم ، فلج می شدیم ، به اندازه کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم .

من نیرو خواستم و خداوند مشکلاتی سر راهم قرار داد ، تا قوی شوم . من دانش خواستم و خداوند مسائلی برای حل کردن به من داد . من سعادت و ترقی خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد ، تا آنها را از میان بردارم . من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند . من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به دیگران محبت کنم . «من به آنچه خواستم نرسیدم ….. اما آنچه نیاز داشتم ، به من داده شد » . نترس . با مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر آنها غلبه کنی.

امتیاز رضایت شما

پروانه و پیله  دوستان زیادی از مطالعه مطالب زیر استقبال کرده اند  پروانه و پیله

داستان مار

شبی مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دکان نجاری می شود. عادت نجار این بود که موقع رفتن و تعطیلی دکان، بعضی از وسایل

مشاهده متن کامل مطلب
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x