تقریباً چندین سال است که افراد زیادی رازها، ترسها و آرزوهایشان را در اتاق درمان من با من در میان گذاشتهاند. این افراد، به کارهای اشتباه که خود انجام داده اند اعتراف کردهاند، عشق و روابط خود را بررسی کردهاند، به آسیبهای دوران کودکی خود پرداختهاند و رویاها و کابوسهای خود را مطرح کردهاند. بررسی این مسائل برای برخی، چند جلسه و برای برخی دیگر سالها به طول انجامیده است.
هر از چند گاهی، فردی از من میپرسد: «چگونه توانستهای زندگی خود را صرف گوش کردن به شکایتهای دیگران کنی؟». به نظر من این جمله نشان میدهد که این فرد میتوانست درمانگر افتضاحی باشد.
اگر شما به درمانگر شدن فکر میکنید، به ۵ ویژگی شخصیتی اساسی نیاز خواهید داشت: این پنج ویژگی شخصیتی ۵ علامت یک درمانگر عالی به حساب میآیند.
۱- باید فرد مردمداری باشید:
مردمدار بودن یعنی بتوانید از وقت گذراندن با مردم لذت ببرید، از طریق تبادل هیجانها با دیگران پرانرژی شوید، به گذشته و تاریخچه زندگی دیگران علاقه نشان دهید، بتوانید از ته دل بخندید و به موقع و به خوبی گریه کنید، از شنیدن داستانهای دیگران سر ذوق بیایید و با دیگران اتحادهای محکمی ایجاد کنید. حتی اگر آدمی خجالتی باشید، صحبتهای خودمانی شما را تقویت خواهند کرد.
۲- باید شنونده خوبی باشید:
اگر شنونده خوبی باشید، بدون شک شما درمانگر برگزیده در گروه اجتماعی خود خواهید بود. دوستان، اسرار خود را با شما در میان میگذارند و از شما نصیحت یا مشاوره میخواهند.
خوب گوش کردن، مهارت پایهای در درمان محسوب میشود- نه توصیه، تجزیه و تحلیل و یا راهنمایی. مردم به شنوندگان خوب اعتماد دارند و نزد آنان به افشای خود میپردازند. هنگامی که افراد احساس شنیده شدن و درک شدن کنند، فرآیند بهبود آغاز میشود.
۳- باید بتوانید به صورت تحلیلی فکر کنید:
شما باید مجذوب رفتار انسانی باشید و در مورد آن از افراد سؤال بپرسید. باید عاشق رمز و راز باشید و از کنار هم قرار دادن سرنخها در مورد افراد لذت ببرید. شما باید از صفات شخصیتی یادداشت برداری کنید و برای جزئیات، حافظهای عالی داشته باشید.
۴- باید نوعدوست باشید:
نوعدوست بودن یعنی از کمک کردن به مردم لذت ببرید. در واقع، کمک به مردم شما را شارژ خواهد کرد، به زندگی شما معنا و عزت نفس شما را افزایش خواهد داد. عدالت اجتماعی نیز باید یکی از علاقهمندیهایتان باشد. در حقیقت، وقتی به دیگران چیزی میدهید انگار که به خودتان دادهاید.
۵- باید با اضطرابها یا افسردگی خودتان مبارزه کرده باشید:
بهترین درمانگرها با مشکلات هیجانی خود جنگیدهاند. اغلب، این درمان خودشان بوده که آرزویی برای درمانگر شدن را در آنان بیدار کرده است. مبارزه با شیاطین درون، شما را به همدلی بیشتر و توانایی لازم جهت همانندسازی با درد دیگران، مجهز میکند.
اگر این ویژگیها را داشته باشید، در واقع مواد خام مورد نیاز برای تبدیل شدن به یک درمانگر بزرگ را در اختیار دارید. اکنون، به کمک آموزش مناسب، خواهید توانست این استعدادها را در راه حرفهای که دوستش دارید، به کار بندید.
امروزه، همه نوع درمانی وجود دارد؛ نمایشدرمانی، رقصدرمانی، هنردرمانی، و غیره. شما دوست دارید چه نوع درمانگری شوید؟ به چه حوزهای علاقه دارید؟
به افرادی که میخواهید با آنها کار کنید نیز، بیندیشید: کودکان، نوجوانان، بزرگسالان، زوجها، خانوادهها یا گروهها؟
زیستن به عنوان یک درمانگر:
عاشق کار خود بودن، یک نعمت است و باعث میشود سالها، به زندگی شما و زندگی، به سالهای شما اضافه شود. من هر روز در انتظار رفتن به دفترم هستم، از دیدن بیمارانم لذت میبرم، برای درک آنها تلاش بسیار میکنم، پیشرفت آنها را جشن میگیرم و زمانی که رنج میبرند ناراحت میشوم.
در هر جلسه، من و بیمارانم با هم، زندگی آنان را مانند قطعات یک پازل که روی یک میز قرار دارند، ارزیابی میکنیم و سعی میکنیم آنها را با هم ترکیب کنیم تا آنان بتوانند دوباره احساس “کامل بودن و تمامیت” داشته باشند.
در نهایت، هدف درمان تغییر دادن افراد نیست. هدف، کمک به افراد برای ارتباط دوباره با خود واقعیشان، درمان جراحات و ایجاد اعتماد است. هدف، ایجاد روابط سالمتر و زندگی به شیوهای کاملتر در زمان اکنون است. اینها، اهداف واقعی درمان هستند؛ کمک به مردم برای سالمتر، محکمتر و قدرتمندتر شدن.
اگر این راه برای ساختن “روشی برای زیستن” جالب به نظر میرسد، پس منتظر چه هستید؟